در اين فصل به رابطه ميان صهيونيسم و يهوديت و
ارتباط آن با شكلگيري و دوام شيطانيسم ميپردازيم .
لازم به ذكر است كه متون ديني يهود و عمدهترين عامل ايجاد اين نحله فاسد فلسفي و
فرهنگي (بخوانيد ضدفرهنگي) بوده است .
1. متون
از منظر يهودي و نقش آنها در شكلگيري شيطانپرستي چند نكته ذيل قابل توجه است .
1ـ1 براساس آموزههاي يهودي و عبراني شيطان نه يك موجود بد ، بلكه يك فرشته خادم
براي آزمايش انسانها است . (12)
2ـ1 در مكاشفات نيز به عدد 666 عدد مقدس شيطانپرستان اشاراتي شده و آن عدد وحش
توصيف شده است كه بايد شمرده شود .
3ـ1 خواهناخواه متون يهودي منبع برداشت براي مسيحيان نيز قلمداد ميشوند و نگاه
خاصي يهوديت به شيطان تاثيرات فراواني را بر مسيحيت داشته است .
2. تصوف يهودي (كابالا)
كابالا يا قبالا يا همان تصوف يهودي آئيني است كه به نوع خاصي از رياضت هاي شيطاني
يهوديت دلالت دارد .
برابر نظريات كارشناسان ملل و نحل اين فرقه تحت تاثير عرفان و تصوف اسلامي در اثر
همنشيني مسلمانان آندلس با برخي از يهوديان تشكيل شده است .
كابالا بخش رمزآلود و بسيار سري دين يهودي طي 500 سال اخير محسوب شده و عمده
تحولات جهان توسط كاباليستها دنبال ميشود .
كريستف كلمب و همكارانش همگي كاباليست بودند و از فنون جادوگري كابلايي و منجمان
آن در راه پيدا كردن قاره آمريكا بهرهبرداري نمودند . كابالا عميقا بر برخي
باورهاي خرافي همچون جادوگري استوار است و رسماً براي آن تقدس قائل است و اين عمدهترين
نقطه اشتراك شيطانپرستي در گذشته و حال با شيطانپرستي است .
هماكنون اصطلاح كابالا وصفكننده تمرين آئين و دانش محرمانه يهود است . مهمترين
منابع و كتب كاباليستي كه به عنوان ستون فقرات و پايه اصلي آئين كابالا درآمدند ،
شامل مجموعه كتب عبري " بهير " (به معناي كتاب روشنايي) و "
هيچالوت " (به معناي كاخها) ميشوند كه به قرن اول ميلادي بازميگردند .
نهايتاً در قرن سيزدهم ميلادي كتاب " زوهار " نوشت شد كه تفكر و شكل
كنوني " آئين كابالا " را تشكيل داد . ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 13:11 توسط امین
|
1.
فلسفه يوناني
يكي از مواردي كه اغلب ، كارشناسان فرق و مذاهب در خصوصي تحليل شيطانگرايي از آن
بهرهبرداري مينمايند ، ديدگاه اديان نسبت به مساله " شيطان " و معرفت
خاصي ديني نسبت
به اين شر مطلق است .
در همين رابطه نيز ادعاي لاوي در استناد به ذهنيات موهن خود مبني بر تغيير واژه
يوناني (Devil) يا شيطان به devil و انتساب آن به
زبان سانسكريت كه آنگاه معناي الهه مييابد قابل توجه است . در واقع نظريهپردازان
طريقت گمراهي مذكور دست به مغالطهاي ميزنند و سپس در بستر آن به تبيين نظرياتشان
ميپردازند .
بخش دوم ارتباط شيطانيسم يا فلسفه يوناني نيز در نگاه به اسطورهها ، افسانهها
و خدايان يونان باستان است . همانطور كه در بخش قبلي نيز اشاره شد از يكسو ميل به
پرستش كه امر فطري و طبيعي است و از سوي ديگر بناي فكري گروه قابل توجهي از ايشان
منجر به آن ميشود تا از " درد بيخدايي به خدايان دروغين " پناه ببرند
. 2. پروتستانيزم
كليساي كاتوليك و نهاد مستهلك آن طي 10 قرن فجايع اخلاقي ، عقيدتي ، سياسي ، اجتماعي
و اقتصادي را عليه غرب به راه انداخت . پس از اقدام مارتين لورتر و كالوين در
اعلام
" خريداري شدن جهنم " (8) جامعه مسيحيان به صورت افسار گسيخته و با
جهتي كاملا غيرديني رويكردهايي را نسبت به مولفههاي فوق اتخاذ كردند . بايد توجه داشت كه عدهاي از شيطانگرايان نيز قصد
دارند كه با ارجاع مستقيم تاريخ تشكيلشان به سال 1565 در حقيقت دست به نوعي تاريخسازي
بزنند كه فاقد عنصر استناد است.
اما ضروري است يادآور شويم كه ريشهاي اوليه اين حركت انحرافي به دوران رنسانس يا
همان تاريخ ادعايي ميرسد اما در آن دوره گزارش تاريخي مستندي از شيطانگرايي وجود
ندارد ، بلكه برخي افراد با ادعايي از دل سپردن به شيطانسعي در راهاندازي يك
حركت انتقادي عليه كليسا را داشتند و بس .
اما اصول شيطانپرستي پروتستاني كه به دروغ به آنتوان لاوي منصوب ميشود شامل
موارد ذيل است : ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 13:18 توسط امین
|
سيره نبوي، به عنوان بخشي از وقايع تاريخي در جهان
بيني اسلامي يكي از منابع شناخت معارف الهي محسوب مي شود و مسلمانان همواره
برآنند تا با تمسك به آن آداب و ارزشهاي بجاي مانده از سنت پيامبر گرامي اسلام،
خود را به آداب و خصال نبوي متصف و محمود گردانند. اين مجموعه از آداب و سنن كه
مخزن الاسرار فرهنگ اسلامي محسوب مي گردد در طول اعصار و قرون همواره مورد توجه
زايد الوصف علما و انديشمندان بزرگ اسلامي قرار گرفته و هر يك از آنان به فرا خور
سعي خويش در جهت تنقيح و انطباق آن با اصول و معيارهاي برگرفته از قرآن و سنت قطعي
نبوي كوشيده اند. رساله "دستور زندگي، سيره
نبوي از ديدگاه امام خميني(قده)"
پژوهشي در همين راستا كه به خامه مولف گرامي آقاي فاضل
عرفان تصنيف شده است. مولف در اين رساله كه از يك مقدمه و چهار فصل تشكيل شده است،
به بحث و تحقيق در خصوص بازتاب آداب و سنت نبوي در زندگي و سلوك حضرت امام مي پردازد
و به مناسبت، سخناني از حضرت امام را در روشنگري زوايايي از سيرؤ نبوي نقل مي كند مولف، در مقدمه كتاب بحث را با
ذكر جايگاه سيره مي آغازد و آنگاه با موضوعاتي چون انحراف از سيره نبوي، قرآن و
نقل تاريخ، معنا و مفهوم سيره، لزوم آشنايي مسلمانان با سيره نبوي و پيروي از آن ،
حجيت و اعتبار سيره نبوي ادامه مي دهد. فصل اول: "سيرؤ فردي"
به توصيف و تبيان مهم ترين خصلتهاي شخصي رسول گرامي اسلام(ص) از زبان و بيان حضرت
امام خميني مي پردازد. در فصل دوم تحت عنوان
"سيره اجتماعي" حضرت رسول(ص)، به مباحثي چون اصلاحات اجتماعي، استقلال
فرهنگي، ترك رهبانيت، و رعايت آزادي عقيده پرداخته مي شود، و مولف اقوال و آرأ
حضرت امام را به مناسبت ذكر و تبيين مي نمايد. مباحثي چون توام بودن ديانت و
سياست ، تشكيل حكومت ، عمل به تكليف الهي، حاميان سياسي از ميان مردم، ايجاد روابط
سياسي، موضوع هاي فصل سوم با عنوان "سيره سياسي" است و عناوين فصل
چهارم: "سيره نظامي" نيز عبارتند از: هدف نبودن جنگ، حضور مستقيم و
استقامت در ميدان نبرد، سرداران سپاه ، مسجد و بسيج. لازم به يادآوري است كه اين كتاب در
آينده چاپ و انتشار خواهد يافت. در ذيل توجه خوانندگان گرامي را
به خلاصه مقدمه اين كتاب جلب مي كنيم: خلاصؤ مقدمؤ كتاب دستور زندگي سيره نبوي از ديدگاه امام خميني
ايران اسلامي عليالخصوص در سالهاي پس از پيروزي
انقلاب نسبت به ديگر كشورهاي اسلامي و شرقي با بيشترين حجم و تنوع آسيبها و
تهديدات فرهنگي دست به گريبان بوده است. در اين ميان تلاش كشورهاي غربي براي
استحاله فرهنگي نيز به عنوان عامل شتابدهنده نقش موثري ر ايفا كرده است . هدف
پژوهش حاضر بررسي اجمالي شكلگيري اين نحله در جهان غرب و سپس راهيابي آن به
كشورمان است.
شيطانپرستي يكي از جريانهاي ضد فرهنگي بينالمللي است كه به دليل ماهيت و عملكرد
داراي زواياي پنهاني ميباشد . لكن در گردآوري دادهها سعي شدهاست از كاملترين
اطلاعات موجود و قابل دسترسي بهرهبرداري شود ، اما عليرغم تدابير علمي متخذه
احتمال تاريك ماندن برخي از ابعاد اين " تهديد خاموش فرهنگي " نيز وجود
دارد . 1) آشنايي با شيطانپرستي
1. تعريف كلي
سالهاي پس از رنسانس را ميتوان به سالهاي افسار گسيختگي جهان غرب در تمامي
ابعاد فردي و اجتماعي و جنبههاي متعدد منتهي به روابط انساني توصيف كرد .
پس از برداشته شدن يوق تعاليم متعصب كليساي كاتوليك از گردن انسان غربي ، چند كنش
عمده فكري و فلسفي شكل گرفت كه شرح آن در حوصله اين مقال نميگنجد ، لكن آنچه
قابل توجه است ، رويكردهاي متفاوت به مساله انسان و رابطه او با خدا است كه
زمينههاي شكلگيري بسياري از جريانهاي فلسفي را فراهم آورد . نكتهاي كه نبايد
از ذهن دور بماند ،تاثيرات گسترده مكاتب يوناني و شرقي بر انديشه متفكران غربي
است . در هر حال با در نظر گرفتن موارد فوقالذكر دامنه انتقادگرايي به مباحث
اصلي توحيدي يعني جايگاه خدا ، انسان و شيطان نيز رسيد . قرنها بعد يعني در سالهاي
آغازين قرن بيستم برخي از عناصر فاسدالاخلاق با اتكا به گرايشات و نظريات توراتي
و پروتستاني به صورت مخفيانه جريان " شيطانپرستي " را با ويژگيهايي
همچون گناهگرايي ، قتل ، تجاوزات جنسي ، هدم اصول اخلاقي ، بيتوجهي به مسائل
توحيدي و ... پايهگذاري كردند . اگرچه فطرت خداجوي انساني عاملي بازدارنده در
تمايل يافتن تعداد وسيعي از افراد جامعه انساني به اين جريان شده ، لكن استفاده از
موسيقيهاي جذاب و متنوع ، انجام اعمال خارقالعاده و دور از ذهن ، تهيشدن
انساني غربي و عصر جديد از معنويت و اتصال به منبع فيض موجبات گرايش افراد اندكي
را به اين گروهها فراهم آورد . ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 21:42 توسط امین
|
مرحوم
ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه امام عصر (عليه السلام)، با استناد
به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران
تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(عليه السلام)ذكر مى كند
و مدّعى است كه در اين مقام، از استنباط هاى شخصى و استحسان هاى غير قطعى
خوددارى نموده است كه در غير اين صورت چندين برابر اين اسماء و القاب،
قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است: محمّد، احمد،
عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شريد صاحب،
غائب، قائم، منتظر و... . «نجم الثاقب، از صفحه 55 تا 132.» كنيه هاى
آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(صلى الله عليه وآله
وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابو ابراهيم، ابوالحسن و
ابوتراب را نيز از كنيه هاى ايشان شمرده است. در اينجا به ذكر
پاره اى عناوين و صفات كه در ضمن زيارتهاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت
مهدى (عليه السلام) مورد تصريح قرار گرفته است اشاره داريم، با اين اميد
كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته
و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين(عليهم السلام) در ضمن اين دعاها و
زيارتها براى امام دوازدهم(عليه السلام)بر شمرده شده براى مان روشن تر
سازد. قابل ذكر اينكه تمام اين عناوين و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت
مهدى(عليه السلام)وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آنها در مورد ساير امامان
بزرگوار اسلام(عليهم السلام)نيز مى تواند مصداق داشته باشد. ديگر
اينكه، آنچه ذكر مى شود نه به ادّعاى اسم يا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان
بهرهورى از تعابير موجود در نصوص زيارت و دعاست، اعم از اينكه واژه اى
مفرد يا جمله اى توصيفى باشد. بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين. خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق. وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند. باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى كنند. داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه. سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت. ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا. حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند. نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان. عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان. سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران. خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم). علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت. سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى. عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى. القائم المنتظر: قيام كننده مورد انتظار، انقلابى بى نظيرى كه همه صالحان چشم انتظار قيام جهانى اويند. العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود. السيف الشاهر: شمشير كشيده حق، شمشير از نيام بر آمده در اقامه عدل و داد. القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور. شمس الظلاّم: خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين. ربيع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق. نضرة الأيّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ. الدين المأثور: تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب. الكتاب المسطور: قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى. صاحب الأمر: دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت. صاحب الزمان: اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق. مطهّر الأرض: تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك. ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى. مهدى الامم: هدايتگر همه امّت ها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت. جامع الكَلِم: گردآورنده همه كلمه ها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها. ناصر حق اللّه: ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت. دليل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند. الثائر بأمر اللّه: قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا. محيى المؤمنين: احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان. مبير الكافرين: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار. معزّ المؤمنين: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان. مذلّ الكافرين: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پيشگان. منجى المستضعفين: نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان. سيف اللّه الّذى لاينبو: شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد. ميثاق اللّه الّذى أخذه: پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده. مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان. ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران. كلمة اللّه التامه: كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى. تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن. وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى. رحمة اللّه الواسعة: رحمت بى پايان خدا، لطف و رحمت بى كرانه پروردگار رحمت گسترده حق. حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى. معدن العلوم النبويّه: گنجينه دانش هاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى. نظام الدين: نظام بخش دين. يعسوب المتقين: پيشواى متقين. معزّ الاولياء: عزت بخش ياران. مذلّ الأعداء: خوار كننده دشمنان. وارث الانبياء: ميراث بر پيامبران. نور ابصار الورى: نور ديدگان خلايق. الوتر الموتور: خونخواه شهيدان. كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها. المعد لقطع دابر الظلمه: مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان. المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستى ها. المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز. المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن: ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى. المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن. جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى. السبب المتصل بين الأرض و السماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق. صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى: صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت. مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى. الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا. المنصور على من اعتدى عليه وافترى: يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان. المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى: پريشان و درمانده اى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود.
+
نوشته شده در یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 14:23 توسط امین
|
اگر
خداوند شما را يارى کند، هيچ کس بر شما پيروز نخواهد شد...
اينك غريو
غيرت جوانان مسلمان در پاسخ به فتنهي شيطان، بر اساس حق مبين و آيات قرآن مستبين
درقالبي زيبنده و بشكوه و با جلوه هايي ماندگار در گوش اسلام ستيزان باطل انديش
طنين و دلهره افكند.
جوانان
مسلمان ايران زمين به مصداق كريمهي "جاء الحق و زهق الباطل؛ ان الباطل كان
زهوقا"(اسرا/81)، نقاب از چهره حق برگرفته و باطل را چونان حبابي برآب كه با نسيمي
فرو مي شكند از زلال آب زدودند.
"فراتر از
فتنه" عنوان فيلمي است که توسط Ngo اسلام ومسيحيت در
پاسخ به فيلم فتنه انگيز"فتنه" اثر ويلدرز، نماينده راستگراي پارلمان
هلند، ساخته و از چندي پيش اکران آن در اينترنت آغاز شده است.
فيلم ياد
شده، نخست، آياتي را در معرفي سه تن از پيامبران الهي، موساي كليم(ع)، عيساي
مسيح(ع)، و نبي ختمي مرتب (ص) به تصوير كشيده است.
آنگاه با
استناد به آياتي چند از قرآن مجيد پاره اي از ديدگاههاي اسلام پيرامون صلح و
دوستي، رحمت و مودّت، برابري افراد در حقوق انساني به رغم تفاوت در نژاد و رنگ
جسماني، منزلت زنان و احترام به جايگاه اجتماعي ايشان، حمايت از ضعفا و ارزش دانش
اندوزي نمايش داده شده است
.
همچنين
تصاويري از اقليت هاي مذهبي در ايران نشان داده مي شود كه آزادانه به اجراي
مراسمات ديني خود مي پردازند.
سپس تصاويري از ترجمه و تدريس برخي آثار دانشمندان اسلامي همچون ابن سينا و
قطب الدين شيرازي در قرون گذشته اروپا پخش و به نظريه قطب الدين شيرازي در گردش
زمين به دور خورشيد اشاره شده است.
در بخش
دوم فيلم، ضمن انعكاس برخي رفتارهاي خصمانه و افراط گرايانه دنياي غرب نسبت به
مسلمانان و ارائه تصاوير غمباري از جنايات ددمنشانهي اسلام ستيزان در فلسطين،
لبنان، عراق، بوسني و...، تظاهرات اعتراض آميز مسلمانان، مسيحيان و يهوديان در
سرتا سر دنيا، عليه جنگ افروزان، با استناد به آيه اي از قرآن، پيروان اديان الهي
را به وحدت کلمه ميان اهل کتاب و پرستش خداي يگانه فرا مي خواند.
اين فيلم
در حال حاضر به زبان انگليسي در حال اکران بر روي سايت NGO اسلام و مسيحيت است و نسخه هاي فارسي وعربي آن نيز در
روزهاي آينده نمايش داده خواهند شد.
سايت "مستند فراتر از فتنه"،
علاوه بر 3 زبان فارسي، عربي و انگليسي، به زبانهاي چيني، اسپانيولي، فرانسوي،
هندي، اردو و آلماني نيز بر روي شبکه اينترنت قرار گرفته است.
چگونه ممكن است مردم دنیا تسلیم یك جمعیت اندك شوند و از عادات و اخلاق و برنامهها و سنن خود دست بردارند؟
طبق
روایات وقتی حضرت صاحب الامر علیهالسلام ظاهر میشوند، نخست سیصد و سیزده
نفر از خواص اصحاب آن حضرت در مكه حاضر میگردند و وقتی عده اصحاب و
اجتماع كنندگان به ده هزار نفر رسید از مكه خارج میشوند.
غلبه آن
حضرت و حكومت جهانی اسلام، ممكن است بطور معجزه انجام یابد و ممكن است با
فراهم شدن اسباب ظاهری باشد و ممكن است به هر دو نوع واقع شود، چنانكه
پیشرفت و غلبه پیغمبر اكرم صلیاللهعلیهوآله به هر دو نوع بود.
اما
بصورت معجزه، محتاج به توضیح نیست كه حصول چنین پیروزی برای آن حضرت، به
خواست خداوند، امری است ممكن و با بشارتهای حتمی كه در قرآن مجید داده شده
حاصل خواهد شد و خداوند به مصداق آیه:
«كم من فئة قلیلة غلبت فئة كثیرة باذن الله ؛ چه بسیارند گروه اندكی كه به اذن خداوند، بر گروه بسیاری چیرگی مییابند» (بقره/259)
آن حضرت، اصحابش و عموم بندگان شایسته خدا را بر همه غالب و حاكم و وارث و مالك ارض قرار میدهد.
و
از لحاظ اسباب ظاهری هم حصول چنین پیروزی و تشكیل آن حكومت الهی عملی
خواهد بود; زیرا آن حضرت در موقعی ظهور میكند كه اوضاع و احوال اجتماعی و
اخلاقی و سیاسی كاملاً مساعد باشد.
در آن موقع همه ملتها از
زندگی معنوی و اخلاقی محروم، و دشمنی و كینه و ظلم و تجاوز، همه را نسبت
به یكدیگر بدبین و از هم جدا ساخته و از اینكه كسی بتواند بدون مدد غیبی
جامعه را رهبری كند، همه مأیوس میگردند و همه از وضع خود ناراضی، و از
مكتبهای مختلف كه عرضه میشود ناامید بوده و منتظر تغییر و عوض شدن اوضاع
میباشند.
شاهد این حقیقت ظهور پیامبر صلیاللهعلیهوآله و پیشرفت سریع اسلام است.
در
یك چنین موقعیتی، حضرت مهدی علیهالسلام و اصحابش، با نیروی ایمان و اخلاق
حسنه و با نجات بخشترین برنامههای عمرانی و اقتصادی و عدالت اجتماعی،
قدم به میدان میگذارند و آن نهضت الهی و دعوت روحانی را شروع میكنند و
مردم را بسوی خدا و زندگی برابری و برادری، عدل و امنیت، صفا و وفا، راستی
و درستی و نظم صحیح، میخوانند و خود و اصحابش، نمونه همه فضایل بشری
میباشند و با نیروی ایمان و استقامت و پشتكار و همتی كه مخصوص مؤمنان
ثابت قدم است، هدف و مقصد خود را تعقیب مینمایند. معلوم است این جمعیت با
آن برنامهها و وضع كار، در آن دنیای پرآشوب و غرق در طوفان گرفتاریها و
فشارها، دلها را به خود متوجه نموده و فاتح و پیروز و موفق میشوند و هیچ
نیروئی نمیتواند در برابر آنها مقاومت كند.
و شاهد این حقیقت، همان
ظهور رسول اكرم صلیاللهعلیهوآله و پیشرفت سریع دین اسلام است، كه یكی
از علل ظاهری آن پیروزیهای پی در پی و درهم شكسته شدن ارتشهای انبوه دولت
شاهنشاهی ایران و امپراطوری روم، فساد اوضاع اجتماعی و اداری ایران و روم
بود كه مردم این كشورهای پهناور را برای قبول یك دعوت صحیح و حكومتی متكی
به مبانی عدالت و مساوات آماده كرده بود. چرا راه دور برویم؛ مگر امام
خمینی چه كرد؟! او نیز احیاگر دین خدا در عصر دین ستیزی و دین گریزی بود.
+
نوشته شده در شنبه 5 مرداد1387ساعت 11:47 توسط امین
|
کجایید ای شهیدان خداییکجایید ای سبک روحان عاشقکجایید ای شهان آسمانیکجایید ای ز جان و جا رهیدهکجایید ای در زندان شکستهکجایید ای در مخزن گشادهدر آن بحرید کاین عالم کف او استکف دریاست صورتهای عالمدلم کف کرد کاین نقش سخن شدبرآ ای شمس تبریزی ز مشرق
بلاجویان دشت کربلاییپرندهتر ز مرغان هواییبدانسته فلک را درگشاییکسی مر عقل را گوید کجاییبداده وام داران را رهاییکجایید ای نوای بینواییزمانی بیش دارید آشناییز کف بگذر اگر اهل صفاییبهل نقش و به دل رو گر ز ماییکه اصل اصل اصل هر ضیایی
+
نوشته شده در جمعه 4 مرداد1387ساعت 15:47 توسط امین
|
روزي،
مديري بسيار ثروتمند و سرشناس از خياباني عبور ميکرد. او سوار بر
اتومبيل گرانقيمتشسريع رانندگي ميکرد و از راندن آن لذت ميبرد.
البته مراقب بچههايي بود که گاه و بيگاه از گوشه و کنارخيابان،
به وسط خيابان ميپريدند که ناگهان چيزي ديد.
اتومبيل
را متوقف کرد ولي متوجه کودکي نشد.در حالي که حيرت زده به
اطرافش نگاه ميکرد، ناگهان آجري به در اتومبيل خورد و آن را کاملا
قر کرد! ازفرط خشم و عصبانيت از اتومبيل پياده شد و يقه اولين
کودکي را گرفت که در آن حوالي ديد. بعد درحالي که او را محکم
تکان ميداد، فرياد کشيد: “اين چه کاري بود که کردي؟ تو که هستي؟
مگر عقلت رااز دست دادهاي؟ ميداني اين اتومبيل چقدر ارزش دارد؟ و
تو چه خسارتي با زدن آجر و قر کردن در آنبه بار آوردهاي؟”
پسربچه
که شرمنده به نظر ميرسيد، در حالي که بغض کرده بود، گفت: “آقا،
خيلي معذرتميخواهم. فقط يک لحظه به حرفهايم گوش کنيد. به خدا
نميدانستم چه کار ديگري بايد انجام دهم.
چارهاي
نداشتم. آجر را پرت کردم، چون هيچ رانندهاي حاضر نشد بايستد و
کمکم کند”. بعد در حالي کهاشکهايش را پاک ميکرد و با دست به
نقطهاي اشاره ميکرد، گفت: “به خاطر برادرم اين کار را
کردم.داشتم او را با صندلي چرخدارش از روي جدول کنار خيابان عبور
ميدادم که ناگهان از روي آن به زمينسقوط کرد. زورم نميرسد که
او را بلند کنم”. سپس در حالي که به هق هق افتاده بود، ملتمسانه
به مديربهت زده گفت: “لطفا کمکم کنيد.
کمکم ميکنيد تا او را از روي زمين بلند کنم و روي صندلي چرخدارشبنشانم؟ او زخمي شده”.
مدير
جوان که بغض راه گلويش را بسته بود و به زور آب دهانش را
قورتميداد، به سرعت به آن سمت دويد. سپس پسر معلول را از روي
زمين بلند کرد و او را روي صندليچرخدارش نشاند. بعد با دستمالي تميز،
آثار خون را از روي خراشيدگيهاي سر و صورت پسر معلولپاک کرد.
نگاهي به سراپاي او انداخت و خيالش راحت شد که او صدمهاي جدي
نديده است.
پسرکوچک
از فرط خوشحالي بالا و پايين ميپريد، به مدير جوان گفت: “خيلي از
شما متشکرم، خدا خيرتانبدهد!” مدير جوان که هنوز آن قدر بهت زده
بود که نميتوانست حرفي بزند، سري تکان داد و آن دو رانگاه کرد.
سپس با گامهايي لرزان سوار اتومبيل گران قيمت قر شدهاش شد و
تمام طول راه تا خانه را بهآرامي طي کرد. با وجود آنکه صدمه
ناشي از ضربه آجر به در اتومبيلش خيلي زياد بود، مدير جوان
هرگزتلاشي براي مرمت آن نکرد. او ميخواست قسمت قر شده اتومبيل
گرانقيمتش هميشه اين پيام را به اويادآوري کند:
“در مسير راه زندگي، هرگز آن قدر تند نران که شخصي براي جلب توجهت، آجر به سوي تو پرتابکند”.
+
نوشته شده در جمعه 4 مرداد1387ساعت 14:4 توسط امین
|
حیات جاودان و سعادت ابدی انسان، در عالَم آخرتتحقق مییابد. زندگی دنیوی، آخرین منزل انسان نمیتواند باشد و هر كه آینده نگر است، باید به عالَم پس از مرگ بیاندیشد و برای آن، چارهای بسازد.
آیا به دست آوردن بهشت و سعادت جاودان، میتواند با كسب لذات دنیوی و تامین شهوات و خواستهای مادی، جمع شود یا نه؟
علی علیهالسلام از قول پیامبراكرم صلیاللهعلیهوآله پاسخ این پرسش را مطرح میكنند كه ایشان میفرمودند:
« بهشت پیچیده با ناخوشیها است و جهنم، پیچیده به شهوات است.»
علی علیهالسلام میفرمایند كه هیچ اطاعتی از خداوند نیست مگر اینكه در كراهت، ناخرسندی و ناخوشنودی انسان انجام میشود و هیچ معصیت و سرپیچی از امر خدا نیست كه در شهوت و ارضای امیال و هوسهای انسان انجام میگیرد. آری! عزم راسخ داشتن، كمر همت بستن و برای رسیدن به هدف و آرمان به راه افتادن و پیمودن مسیر، با تن پروری، لذت گرایی قابل جمع نیست!
نه تنها برای پیمودن راه سعادت جاودان، صرف نظر كردن از لذت گرایی و هوس بازی، شرط ضروری موفقیت است، بلكه انسان برای رسیدن به اهداف برتر در همین زندگی محدود مادّی، باید از لذتها و راحتیها چشم بپوشد و با عزم راسخ به دنبال هدف برتر و والاتر باشد. آیا هیچ یك از كسانی را كه با تلاش زیاد فراوان توانستهاند در تاریخ بشریت اثری جاودان و مفید از خود به جا بگذارند، میشناسید كه در عین حال، به لذتها و خواستهای خود هم رسیده باشند؟
اگر برای اهداف دنیوی نیز تلاش و كوشش ضروری است، قطعاً برای شكوفا كردن گرایشهای معنوی و دست یافتن به كمال جاودان و بی انتهای اخروی، پذیرفتن سختیها و دشواریها اجتناب ناپذیر است.
طاعت و عبادت خداوند را «تكلیف» نام نهادهاند، زیرا با كلفت و سختی و دشواری همراه است و هوس بازیها و هوا پرستیها را «شهوت» نام نهادهاند، زیرا در راستای پذیرش طبیعی و خواست حیوانی انسان است.
نباید انتظار داشت كه انجام تكالیف الهی و پیمودن راه بهشت، بدون هیچ دشواری و زحمتی باشد و نباید اینگونه تصور كرد كه به دنبال شهوات رفتن، میتواند همراه با دوزخ و آتش نباشد! البته تنها ملاك و شاخص راه بهشت و دوزخ، دشوار بودن یا آسان بودن كار و راه آن نمیباشد و اینگونه نیست كه اگر «كار خوب» برای كسی بدون دشواری انجام شد، تاثیر خود را برای سعادت و كمال انسان نداشته باشد و یا اگر رسیدن به شهوت و هوسی برای كسی با دشواری و زحمت حاصل شد، موجب سقوط آن شخص به دوزخ نگردد!
آنچه در كلام علی علیهالسلام مدّ نظر است، بیان قاعده كلی و عمومی است كه با بیان آن، میخواهند پیرو راه خود را برای تحمل مشكلات و تركِ شهوات در راه رسیدن به سعادت و كمال، آماده كنند و این انتظار و توقع را در او اصلاح كنند كه گمان نكند رسیدن به آرمانها با تامین شهوات قابل جمع است. البته چون مراتب ایمان و تقوی مختلف است، هر كسی به هر اندازه حاضر باشد از شهوات خود در راه خدا و برای نزدیك شدن به كمال مطلوب، چشم پوشی كند، به همان نسبت به آن خواهد رسید.
نكته مهم
دشواری و سختی راه بهشت، برای كسانی است كه در آغاز راه قرار دارند، ولی پس از مدتی كه لذت مسیر سعادت را چشیدند و حقیقت لذتها و هوسهای دنیوی برای آنان روشن شد، نه تنها دشواری راه از بین میرود، بلكه پیمودن این راه جز شیرینی و لذّت معنوی ـ كه با لذتها و شیرینیهای مادی قابل قیاس نیست ـ برای آنان در پی ندارد. تركِ لذتهای دنیوی و راهیابی به حریم دوست، آنچنان لذتی دارد كه قابل توصیف نیست.
بنابراین در ابتدای راه و برای كسانی كه تازه میخواهند از اهداف محدود دنیوی پا را فراتر نهاده و در مسیرِ سعادت جاودان گام نهند، راه بهشت، پیچیده به مشكلات و ناخوشی هاست و راه دوزخ، همراه با خواستنیها و خوشیها، اما پس از چندی، با چشیدن حقیقت راه سعادت و بازشدن چشم واقع بین كه عمقِ شهوات و لایههای زیرین هوا پرستیها را میبیند، دیگر سختی عبادات رخت برمیبندد و لذت حقیقی جایگزین آن میشود.
+
نوشته شده در پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 15:32 توسط امین
|
آياکسانی که درقدرت وطراوت جوانی به سر می برندانتظاری جزخمیدگی
قامت دردوران پیری رامی کشند؟آياآنان که درخوشی های صحت وعافيت غوطه ورندجزانتظار ورودبيماری
ها رامی کشند؟آيا شناوران درامتداد بقا انتظار ديگری جز لحظات فنا رامی کشند؟با
نزديک شدن زوال عمر وحرکت به سوی ابديت با اضطراب دردناک دردتلخ ناگواری ها
وفرودادن آب دهان با غصه واندوه در گلو ونگريستن پناه جويانه به ياری اولاد و
خويشان و آشنايان عزيزونزديکان همدم.آيا آن همه ياران ونزديکان توانستندمرگ را
ازآن مسافرزيرخاک تيره دفع نمايند؟وآيا آن گريه کنندگان توانستندسودی به حال آن
راهرو تنها به ديارخاموشان برسانند؟آن مسافرغريب درمحل مردگان درگرو اعمال خودرهاشد
و درتنگنای خواب گاه تيره و تار تنها سربه خاک نهاد.حشرات زيرزمينی غذای لذيذی
ازپوست اودريافتند و پاره پاره اش کردند و طراوت بدن او راعوامل محوکننده پوساند.
+
نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 21:20 توسط امین
|
از ديگر ابتكارات تاثيرگذار ايشان، نامگذاري سالها به عناويني همچون سال پيامبر اعظم (ص)، رفتار علوي، حماسه حسيني، سال امام خميني، پاسخگويي مسئولان، انضباط اجتماعي، خدمتگزاري به مردم، عدالتخواهي، اتحاد ملي و انسجام اسلامي است، نامگذاريهايي كه در واقع يك نوع فرهنگ سازي در جامعه اسلامي بوده است. بازگشت اصولگرايان به صحنه قدرت كه با تدابير ويژه و فرهنگسازي هاي مستمر ايشان در قالب گفتمان عدالتخواهي و اصلاحات يعني مبارزه با فقر، فساد و تبعيض صورت پذيرفت، از ديگر تدابير سرنوشت ساز ايشان است كه پرداختن به آن مجال واسع تري را طلب مينمايد. آينده نگري و پيگيري هاي مستمر و مستدام ايشان باعث گرديد مسئولان نظام، سندي به عنوان سند 20 ساله را تدوين نمايند كه براساس آن، نظام اسلامي در سال 1404 هجري خورشيدي بايد در زمينه علمي، فناوري و اقتصادي به قدرت اول آسياي جنوب غربي (خاورميانه، آسياي ميانه و قفقاز) تبديل گردد. از ديگر ابتكارات ايشان، احياي اصل 44 قانون اساسي است كه كارشناسان از آن به عنوان يك انقلاب و جهش اقتصادي نام ميبرند. با اجراي اصل 44، از تصدي گري دولت در مناصب اقتصادي كاسته شده و بخش خصوصي و تعاونيها، چرخه توليد و تجارت كشور را به حركت در خواهند آورد. تدابير ديگر ايشان در طول هجده سال گذشته با مشكلات و معضلاتي همچون فتنه طالبان و القاعده در افغانستان، كاهش قيمت نفت به زير 10 دلار، پرونده انفجار آميا، تحريك قوميتها و اقليتهاي ديني، گشايش سفره بحران و ناامني در كشور، تحريمهاي شديد اقتصادي، قطعنامههاي شوراي امنيت، دادگاه ميكونوس، كنفرانس برلين، اصلاح قانون مطبوعات، تحصن نمايندگان مجلس ششم، جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با رژيم صهيونيستي، صدور حكم حكومتي در تاييد صلاحيت مصطفي معين و... نشان مي دهد، كه انقلاب چه نگين ارزشمندي را برركاب خود نشانده است. تزريق اميد به اركان دولت و مردم در سختترين و بحرانيترين شرايط، از ديگر هنرهاي ناب رهبري ايشان در طول 19 سال گذشته بوده است، به گونهاي كه در بحرانيترين شرايط فرمودهاند:" من خود را غرق در عنايات و نعمات خداوند متعال ميدانم. اگر هر مدير و مسئولي صرفا كار خود را خوب انجام دهد، ديگر هيچ نگراني ودلهرهاي ندارم." اين مهم را بايد بدانيم كه اگر در دهه اول انقلاب و در دوران غربت و تنهايي" دفاع مقدس"، براي حفظ موجوديت و بقاي خود ميجنگيديم، امروزه سرنوشت منطقه به سرانگشتان ما سپرده شده است و آمريكا و متحدانش كه در گذشته اي نه چندان دور با تفرعن از تغيير جغرافياي سياسي در جهان اسلام وتشكيل خاورميانه جديد ميگفتند، اينك از ظهور و تولد خاورميانه جديد با محوريت ايران اسلامي سخن ميگويند و ايراني كه زماني بانك مركزي تروريسم و محور شرارت نام گرفته بود، اينك به محور اميد و رهايي آنان از گرداب عراق، لبنان، افغانستان، فلسطين و منطقه خاورميانه تبديل شده است. دوستداران، شيفتگان و ياران وفادار حضرت امام خميني (ره) و حضرت آيت الله خامنهاي (حفظه الله تعالي) ميبايد بدانند و نيك هم ميدانند كه اين دو گوهر ناب،" يك حقيقت با دو تجلي" هستند كه وظيفه همه ما، درك و معرفي شايسته و بايسته اين حقيقت ماندگار و الهي به جامعه اسلامي و بشريت تشنه امروز و فردا است.
+
نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 16:17 توسط امین
|
محصول ويژگي و مختصات گفته شد و يكسري ويژگي هاي ديگر كه مجال بررسي آن در اين مقاله نيست، چه تاثيري بر سياست خارجي ايران و يا اساسا جايگاه، جمهوري اسلامي ايران گذاشته است؟ واقعيت امر اين است كه موقعيت ايران در طي اين دوران بشدت تحكيم يافته و در كلاس بندي قدرت به رتبه هاي بالايي دست يافته است. در اين جا به برخي از آنها اشاره ميشود:
1- افزايش اقتدار و نفوذ ايران: يكي از دستاوردهاي مهم هدايت ها و رهنمودهاي خارجي رهبر معظم انقلاب، افزايش اقتدار و نفوذ ايران است. اكنون اكثر مقامات سياسي و نظامي غرب بر اين باورند كه جمهوري اسلامي ايران قدرت بلامنازع در خاورميانه پيدا كردهاست. رومانو پرودي نخست وزير ايتاليا در مصاحبه با روزنامه مصري "اخباراليوم" گفت كه ايران كشور كليدي در صحنه سياسي خاورميانه است. همين موضع را خاوير سولانا معاون هماهنگ كننده سياست خارجه اتحاديه اروپا مطرح كرد مبني بر اينكه ايران در جريان بازي قدرت اين قدر برگ برنده در دست دارد كه به يك قدرت درجه اول در جهان تبديل شود. مسلما اين نفوذ و قدرت جنبه سخت افزاري ندارد. بلكه اين نفوذ و اقتدار ناشي از منابع معنوي و ديپلماتيك هوشمندانه ايران و مواضع شجاعانه و عدالت خواهانه و اسلام خواهانه در منطقه است كه افكار عمومي منطقه را در سطوح تودهاي و نخبگي به خودش جذب و جلب كرده است. موسسه سلطنتي امور بين الملل انگليس در گزارشي با عنوان ايران، همسايگان و بحرانهاي منطقهاي نوشت كه: آمريكا براي جلوگيري از افزايش قدرت منطقهاي ايران به همسايگان آن متوسل شده است. اما ايران با موفقيت در روابط خود با كشورهاي همسايه حتي آن دسته از كشورهاي عربي و سني مذهب كه از نفوذ آن بيم دارنده سود جسته و به موقعيت قابل توجهي در منطقه رسيده است. ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 18:9 توسط امین
|